افکار ما تمامی رویدادهای اطرافمان را به وجود میآورند و جذب میکنند. جهان پیرامون ما مانند آهنربایی بزرگ عمل میکند؛ به هرآنچه که فکر کنیم همان را جذب میکنیم. این کلیتِ باورِ قانون جذب است.
قانون جذب چه میگوید؟
قبل از اینکه بخواهیم قانون جذب را مورد نقد و بررسی قرار دهیم، بیایید ببینیم این قانون چه میگوید و فلسفه آن چیست.
افکار شما جذب میکنند
شما به هر چیز مثبت یا منفی فکر کنید همان در زندگی شما رخ خواهد داد. پس این افکار شما هستند که شرایط را برایتان رقم میزنند.
مثلا اگر مدام به پول فکر کنی، پول به سراغت میآید.
بر مدار و فرکانس ذهنت قدم خواهی زد
باید فرکانس خود را تنظیم کنی تا به خواستههایت برسی. اگر میخواهی به نعمت و مال زیاد دست پیدا کنی باید جوری رفتار کنی که انگار در مسیر ثروت هستی. حالا که فرکانس خود را ارتقا دادی، جهان بر اساس فرکانست نعمتهایش را سرازیر خواهد کرد.
تصویرسازی ذهنی؛ آفرینش دنیوی
هرچه را میخواهی روی آن تمرکز کن و آن را با دقت و جزئیات در ذهنت بساز؛ بهزودی آن را به دست خواهی آورد. تنها کافی است آن را با جزئیات تجسم کرده و با مداومت به آن فکر کنی.
اگر کشتیگیر هستی، خود را روی تشک کشتی بعد از برد تصور کن که دستت را به عنوان پیروز بالا بردهاند و مدال را بر گردنت میآویزند. نگران نباش، حتی اگر تمرین نکنی نیز قهرمان خواهی شد.
دانشجویان و دانشآموزانی که ترس از مردودی دارند کافی است روزانه زمانی را برای تجسم قبولی در نظر بگیرند؛ بیشک قبول خواهند شد.
برای خرید خودروی مورد علاقهات، آن را با جزئیاتی همچون رنگ، نوع داشبورد و رینگ لاستیکها تصور کن؛ به آن خواهی رسید، نگران نباش.
جملات تاکیدی معجزه میکند
اینها را با خودت تکرار کن. هر صبح، هر شب یا… بگو که من ثروتمند هستم و بینیاز از مال دنیا. با تکرار این جملات، بهزودی به آنچه میخواهی دست پیدا میکنی.
میخواهی یک رابطه خوب داشته باشی؟ کافی است روزانه با خود تکرار کنی: من آدمهای خوب را جذب میکنم.
هر اتفاق بدی نتیجه افکار خودت است
اگر از ثروت دور و به فقر نزدیک هستی، مقصر تویی! تو خود در جذب کمبود پول بوده و تفکرت در این حالت فعال بوده است.
بیماری و کسالت تو تنها به خاطر تفکرهای ناسالم و فرکانس منفی تو است.
جهان نشانههایش را برایت آشکار خواهد کرد
مژده! اگر عددی تکراری دیدی یعنی بهزودی خواستهات محقق میشود. اگر این روزها در حال فکر به یک خودروی خاص هستی و تصویر یا متنی نزدیک به خواستهات دیدی، بدان که جهان در حال رساندن خواستهات به تو است.
مقصر نتیجه نگرفتن، خودت هستی
نرسیدن به خواستههایت از ضعف توست. اگر به خواستهات نرسیدی، به آن و جذبش شک داشتهای. اگر به فرد ایدهآل نرسیدهای یا در رابطهات مشکل داری، فرکانس احساسیات اشتباه است.
پیروان قانون جذب چه عقیدهای دارند؟
پیروان این قانون تفکر خاص خود را دارند. در ادامه برخی از عقاید این گروه را به شکل مختصر بررسی میکنیم:
-
جهان کاملا قابل برنامهریزی و کنترل با ذهن و تفکر است.
-
هر اتفاق بدی ناشی از تفکر و انرژی منفی خود فرد است.
-
فکر از هر چیزی، حتی تخصص و اقتصاد، قویتر است.
-
تلاش، داشتن برنامه مشخص و یادگیری چندان اهمیت ندارند؛ فکر مهمتر است.
-
همه چیز در گرو تجسم خواستهها و مداومت بر جملات تاکیدی است.
چرا قانون جذب دروغ است؟
در ادامه، باگهای قانون جذب را با هم تحلیل می کنیم.
نبود مکانیزم مشخص
این قانون میگوید فکر تمامی شرایط بیرونی را میسازد.
اما هیچ سازوکار مشخصی ارائه نمیدهد. مثلا فکر کردن به پول، پول را جذب خواهد کرد. اما از کجا؟ چگونه؟ نامشخص است.
قربانی خود مقصر است
از ریز تا درشت هر مشکلی در زندگیتان باشد توسط خودتان شکل گرفته است. تصادف کردهاید؟ بیمار شدهاید؟ اینها نتیجه فرکانسهای بد شماست.
مهم نیست راننده مقابل گواهینامه نداشته یا بیماریتان به دلیل تغییر هوا بوده؛ اگر تفکرتان درست بود، رخ نمیداد.
در این نگاه، عوامل بیرونی بیگناهاند. حتی اگر کسی قتل شده یا مورد دزدی قرار گرفته باشد، مقصر اصلی خود اوست که آن را «جذب» کرده!
حال آیا مدرسان این قانون در صورت تصادف، مقصر را خواهند بخشید؟ چون خودشان آن را جذب کردهاند؟
حذف تمام شرایط واقعی
تمامی شرایط واقعی مثل اقتصاد، بازار کار و محیط زندگی بیاهمیت میشوند؛ گویی شما در بدترین نقطه جهان اگر فقیر هستید مقصر «باور کمبود» خودتان هستید.
بهانه همیشگی برای شکست
در این قانون، همه شکستها به کمبودن «باور» نسبت داده میشود؛ هیچگاه خود قانون زیر سؤال نمیرود.
فقط موفقیتها را ببین
میان جمعیت عظیم شکستخورده، تنها چند نفر موفق را نشان میدهند که ربطی به قانون جذب ندارند؛ اگر این قانون اثر واقعی داشت، باید درصد بسیار بیشتری موفق میشدند.
توهم کنترل کامل شرایط
پیروان گمان میکنند میتوانند همه چیز را با فکر کنترل کنند؛ اما اکثر افراد هیچ نتیجهای نمیگیرند و زندگیشان همان روند قبلی را دارد.
اقدام نیاز نیست، تجسم کن
اگر دنیا با خیالپردازی میچرخید، تنبلها باید جهان را میچرخاندند. در این قانون به جای برنامهریزی و مدیریت، باید فقط تجسم کرد.
کدام شرکت یا سازمان با این روش موفق شده است؟
هیچ چیز تصادفی نیست
اعداد تکراری، تصاویر مشابه و… همه معنا دارند. در حالی که این فقط انتخاب توجه است: هر چیزی را که دقت کنیم نمونههای مشابهش را بیشتر میبینیم. چرا که پراکندگی ها را کنار زده و خود به دنبال دیدن آن هستیم.
6 باگ قانون جذب
قانون جذب باگ های بسیار زیادی دارد، 6 باگ این موضوع را که در مقالات دیگر به آن ها پرداخته شده به صورت لیست در ادامه درج شده است:
-
نبود شواهد علمی معتبر
-
سوءاستفاده از واژگان علمی
-
اثر تأیید گزینشی
-
عدم ابطالپذیری
-
نادیدهگرفتن عوامل ساختاری
-
اثر پلاسیبو و تلقینی
تجربه من از کار با مدرسان قانون جذب
تا اینجا مبحث قانون جذب و ادعاهای آن را بررسی کردیم. در ادامه تجربه شخصیام را بازگو میکنم.
سالها پیش برای یکی از مشتریانم سایتی طراحی کردم که در آن دورههای خود را میفروخت. این فرد در حوزه قانون جذب فعال بود و درآمد زیادی داشت.
مدتی بعد از تحویل سایت، مالک درخواست امکانات جدیدی داشت که شامل هزینه میشد. اما با پاسخ «نمیخواهم هزینه کنم و فعلا برنامهای برای هزینه کردن ندارم» مواجه شدم.
تعجب کردم؛ فردی با چنین درآمدی چرا از توسعه کارش پرهیز میکند؟
پس از پایان پشتیبانی رایگان سایت، فاکتور تمدید برای او فرستادم و باز هم جواب منفی گرفتم.
حدود یک سال بعد برای دریافت بکآپ پیام داد؛ اما با توجه به اتمام پشتیبانی و حذف اطلاعات قدیمی، امکان ارائه نبود.
سایت حذف شده بود. پیج چند دههزارتاییاش نیز وجود نداشت. نمیدانم دلیلش چه بود، اما آیا این مدرس هم «اشتباه جذب کرده بود»؟
مدتی بعد با پیجی جدید بازگشت؛ اما اینبار با تسبیح و ذکرهایی برای رسیدن به خواستهها!
یک روز با دوستی روانشناس در حال صحبت بودیم که به بحث قانون جذب رسیدیم و دراینباره کمی گفتگو کردیم. پرسیدم:
«آیا این مدرسان عمدا مردم را فریب میدهند یا خودشان باور دارند؟»
پاسخ او تعجببرانگیز بود:
بسیاری از اساتید، خود گرفتار همین توهماتاند و زندگی شخصیشان را بر اساس نشانهها و اعداد و… میگذرانند.البته کلاهبردارانی هم وجود دارند که آگاهانه از سادگی مردم سوءاستفاده میکنند.
سخن نهایی من
فکر به مسائل خوب و مثبتگویی در روزمره قطعا بر روحیه و انگیزه انسان اثر دارد؛ اما اینکه زندگی را تنها با فکر کنترل کنیم، اشتباهی جدی است.
صحبت ها و مثال های بیشتری در این زمینه آماده دارم، اما فعلا در همین حد کفایت دارد. در صورت نیاز در آینده شاید این مطلب را با اطلاعات بیشتری تکمیل تر کنم.


